تبليغاتX
سکولاریسم
از این همه گیر های الکی ، از این همه دروغ ، از دولت دروغ ، از این دولت و حکومت که به اسم دین هر کاری بخوان می کنن و بعدش با دو کلمه آخرش رو ختم می کنن !

سرم داره گیج میره از این فوران اقتصاد و عدالت !!!


چرا با جمهوری اسلامی مخالفم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حتما بخونید
__________________________
در هر سرزمین و در میان هر ملتی بوده‌اند اندک روشنفکران و شخصیتهایی که با درایت و هوشیاری توانسته‌اند جلوتر از زمان خود را ببینند و سعی کرده‌اند قبل از به وقوع پیوستن ناگواریهای اجتماعی، آنها را هشدار دهند. ما نیز از این قاعده استثناء نبوده و نیستیم. ولی چیزی که سرزمین ما را متمایز میسازد، این است که در کشور ما آنطور که باید و شاید این بزرگان شناخته نمیشوند و حتی در بعضی موارد سعی بر این است تا وجود این افراد در تاریکی نگاه داشته شوند. این که چرا از جانب منادیان تاریکی و صاحبان زور و زندان این امر صورت میگیرد آشکار است، اما اینکه چرا از سوی مدعیان روشنفکری و مصلحان اجتماعی‌ ما این اندیشمندان و همینطور گفتار و آثار آنان به عمد نادیده گرفته شده و به سکوت برگزار میشود بس سؤال برانگیز است. علتش را شاید بتوان حمل بر فرصت‌طلبی‌شان و یا سرپوش گذاشتن بر خطاها دانست.

در روزهای اواخر دیماه ١٣٥٧ در روزنامهء آیندگان نامه‌ای با تاریخ دهم دیماه از جانب دکتر مصطفی رحیمی خطاب به خمینی مبنی بر دلایل شخص وی در مخالفت با مدل حکومتی "جمهوری اسلامی" منتشر شد. عنوان نامه بود: «چرا با جمهوری اسلامی مخالفم ». اگر چه ممکن است نکات مطروحه در آن با توجه به گذشت بیست و هشت سال به روز نباشد و یا جملات مقدمهء آن همسوئی با شعار "همه با هم" خمینی به نظر آید. ولی با توجه به آن برهه‌ء حساس از تاریخ کشورمان، که هرگونه مخالفتی با موج عمومی، اَنگ وابسته بودن به ساواک و امپریالیسم و استعمار را در پی داشت، نوشتن آن عملی بود بس جسورانه و روشنگرانه.

هدایت‌ متین دفتری مینویسد:
«به خاطر دارم، روزی اوایل زمستان سال ١٣٥٧ که در دفتر همکار زنده‌یادمان دکتر محمدتقی دامغانی قراری برای جلسه هیأت اجرائی جمعیت حقوقدانان ایران داشتیم، قبل از تشکیل جلسه، چند نفر همکاران از جمله دکتر رحیمی به ما پیوستند. آن روزها، تازه زمزمه‌ای درباره «جمهوری اسلامی» از سوی نیروهای طرفدار خمینی به جای شعار قبلی آنان - «حکومت اسلامی»- شروع شده بود که چندان جدی گرفته نمیشد. دکتر رحیمی دربارهء نوشته‌ای که با خود داشت، با متانت و نجوا با یکی دو نفر از اعضای هیأت اجرائی و بعد تک و توکی از سایرین به صحبت و توضیح پرداخت. او پیشنهاد میکرد نوشته‌اش، به بحث گذاشته شود و با امضای عده‌ای از جمعیت که مایل باشند، منتشر شود. فی‌المجلس موافق و مخالف وجود داشت. اکثراً مسأله شعار «جمهوری اسلامی» را جدی نمی‌دیدند. بر این عقیده بودند که اهیمت دادن به آن، به مطرح شدن وسیع و جدی شدن قضیه در جامعه می‌انجامد - چه خوش‌باور بودیم ما» [١]

دکتر رحیمی اما "خوش‌باور" نبود، او روشنفکری بود واقع‌بین، صادق و به دور از هرگونه مصلحت‌اندیشی معمول. او بدرستی طنین قدمهای فاشیسم مذهبی را شنیده بود. سؤالاتی که امروز میتواند برای نسل جوان ایران مطرح شوند این است که، پس تفاوت یک حقوقدان و یک شهروند معمولی در چیست؟ آیا در آن "جمعیت حقوقدانان ایران"، تنها یک نفر میدانست حقوق چیست؟ و تنها یک نفر آگاه بود که حقوق شهروندی و مطالبات دموکراتیک در یک حکومت مذهبی جایی ندارند؟ یا اینکه مصطفی رحیمی تنها کسی بود که دانسته‌هایش در او نهادینه شده بود و شجاعت گفتن آنچه را که به آن معتقد بوده را داشته است. و این چیزی است که او را نه تنها از کسانی که "تودهء مردمش" میخوانند، بلکه از حقوقدانان و روشنفکران دیگر هم متمایز میسازد و دلیلی است بر ثبت نام او در لیست آزادیخواهان تاریخ ایران.

مصطفی رحیمی با انتشار نامهء هشداردهنده خود به ما ندا داد که جمهوری و جامعه‌ء مدنی فراتر از یک نام صوری است. او به ما گفت هر پسوندی که مبنی برایدئولوژی خاص و در پی هدفی معین ‌برای یک ساختار سیاسی تعیین گردد ما را از هدف که همانا دموکراسی است به دور میکند.
او مینویسد:
... جمهوری اسلامی با موازین دموكراسی منافات دارد . دموكراسی به معنای حكومت همه مردم، مطلق است و هرچه این اطلاق را مقید كند به اساس دموكراسی (جمهوری) گزند رسانده است. بدین گونه مفهوم جمهوری اسلامی (مانند مفاهیم دیكتاتوری صالح - دموکراسی بورژوائی - آزادی در كادر حزب...) مفهومی است متناقض. اگر كشوری جمهوری باشد، برحسب تعریف، حاكمیت باید در دست جمهور مردم باشد. هرقیدی این خصوصیت را مخدوش می كند. و اگر كشور اسلامی باشد، دیگر جمهوری نیست، زیرا مقررات حكومت از پیش تعیین شده است و كسی را در آن قواعد و ضوابط حق چون و چرا نیست. [٢]

با خواندن نامهء دکتر رحیمی و پرداختن به تجربه ٢٨ سال گذشته درمی‌یابیم که مفهموم آزادی مجموعه‌ای از تک تک ِ"جزئیاتی" است که متأسفانه از سوی همهء نیروها مورد بی توجهی قرار گرفت و مدام در پای ارجحیت‌های ناروشن، کلّی و گل و گشاد، (مبارزه با امپریالیسم، جنگ با بیگانگان، امنیت ملی، دشمن درکمین ، ستون پنجم، رجوع به اصل خویش، هویت ایرانی اسلامی، نه غربی، نه شرقی و... ) قربانی ‌شدند. او به ما میگفت ببینید که همان نهادهای مدنی کم رنگ و یا دست و پا شکسته موجود هم در خطر نابودی قرار گرفته‌اند، و از ما میپرسد شما در جامعه‌ای که سیاست به سرعت میرود که توده‌وار و یک شکل بشود، چه میخواهید بکنید؟

در آن برهه از زمان میتوان به جرأت گفت که هیچ یک از فعالان سیاسی ما درک و تصور درستی از جامعهء مدنی و دموکراسی نداشتند. و دکتر رحیمی چه ساده و روان آنرا به ما هشدار داد. او به ما گفت که دموکراسی تمدنهای مدرن و جامعهء مدنی در غرب دست‌آورد و حاصل اندیشه‌ء کل بشریت است و از این جهت هم جهانشمول میباشند. او در نامه‌اش خطاب به خمینی در باره قدرت میگوید:
«... قدرت سیاسی فقط در صورتی تباه كننده و فساد انگیز نیست كه واقعا در دست تمام مردم باشد. در حقیقت قدرت سیاسی توده سمی است كه اگر به شماره افراد كشور تقسیم شد و میان همه آنان تقسیم كردید خصوصیت داروئی شفابخش دارد. هر گروهی كه سهم دیگران را بخود اختصاص داد، هم دیگران را از دارو محروم كرده و هم خود را مسموم ساخته است. اگر روحانیت كنونی ایران این توده سم را به خود اختصاص دهد سرنوشتی بهتر از اقران خود ندارد.» [٣]


اهل کتاب در ایران دکتر رحیمی را از ترجمه‌های او میشناسند، زیرا او بود که در دهه چهل با ترجمه‌هایی از سارتر، دوبوار، کامو، برشت و دیگران، در شناسایی مکاتب فلسفی و هنر و ادبیات غرب در فضای روشنفکری آنزمان کوشید. اما او خود نیز دارای تآلیفات متعددی و به خصوص در بارهء جایگاه و نقش روشنفکر در اجتماع میباشد. در اینجا با نظر وی در همین رابطه به دو نمونه شاخص که در تحولات دهه چهل و پنجاه کشورمان نقش مهمی ایفا کردند، اکتفا میکنم.
مصطفی رحیمی در باره علی شریعتی میگوید:
«من آثار شريعتى را خوانده ام. دين را با سياست مخلوط كرده و خواسته آن را در خدمت سياست قرار دهد. اما هيچ توفيق نيافته. ثمره كارش موجودى ابتر از آب درآمده. شريعتى يك خطيب است نه متفكر و با خطابه نمى شود تفكر ورزيد. در دورانى كه آريامهر عليه اللعنه همه چيز را سانسور مى كرد و خلاء فكرى وجود داشت، شريعتى آن خلاء را با الهيات سياسى پر كرد، به جاى آموزش و بالابردن آگاهى صحيح مردم.» [٤]
و در جایی در مورد آل احمد میگوید:
« جامعه ايرانى در سال هاى دهه ۱۳۵۰ بالقوه آماده پذيرش اين حرف ها و تندروى ها بود. اما رسالت روشنفكر، پاك چيز ديگرى است. كار روشنفكر استفاده از فرصت ها براى زمين زدن حريف نيست. اين كار سياستمداران است. روشنفكر كسى است كه برتر از زمانه خود را مى بيند. در آن روزگار اگر كسى حرف هاى اساسى مى زد و مى خواست حقيقت را نشان دهد و با آموزه هاى فرهنگى و منفى و خرافات درافتد، متهم مى شد به اينكه غربزده است يا وابسته و مامور است. انقلابى نيست، حتى متهم مى شد كه ساواكى است. اينها، سايه هاى همان تفكر چپ افراطى و توده اى بود كه مثل وبا به جان فضاى روشنفكرى ما افتاده بود. همه دنبال انقلاب پرولتاريا و اتحاد زحمتكشان بودند! كسى دنبال فكر نبود. مى گفتند كه روشنفكران پيشاهنگ انقلاب اند. اول انقلاب مى كنيم، بعد درباره آن فكر مى كنيم! اين حرف ها مال چه گوارا است. حتى جلال گاهى به من مى گفت نوشته هاى تو به نفع ساواك است! و من در مى ماندم كه چى جواب بدهم. دوستش داشتم ولى با او مخالف بودم. مى دانستم كه حسن نيت دارد و دردمند است اما راه را نمى دانست. عجول بود راست مى گفت جهنم را هم با حسن نيت فرش كرده اند.» [٥]


مصطفی رحیمی یکی از معدود روشنفکرانی بود که با انتشار این نامه در آن زمان نشان داد که نگاهی روشن به آینده داشته‌ و جامعهء ایران و قشرها و گروه‌های متشکل در آنرا به خوبی میشناخته است. او نمونه‌ای است از نقش عنصر آگاه در جامعه‌ای محدود و بسته. (به خصوص که شاهد آنیم، افرادی که آنزمان در جریانات سیاسی فعال بودند و نقش کلیدی در تعیین سیاستهای سازمانی‌شان داشتند کسانی چون مصطفی رحیمی‌ را با القابی مانند " لیبرال" به ظن خود دشنام میدادند و او را به سکوت و انزوا فرا خوانده و کشاندند، امروزه اما بدون هیچ انتقادی از خود "جمهوریخواه" شده‌ و در انتظار معجزهء فرشتگان و ملائک به سر میبرند [٦].)

نکته‌ای که اما در این میان باید به آن اشاره کرد، مسئله و موقعیت زنان در یک حکومت مذهبی بود که در این نامه از قلم افتاده است. موارد مطروحه در این نامه یادآور این مسئله مهم هم است که در آن دوران، حتی روشنفکر بادرایتی چون رحیمی، تبعیضات و نابرابری‌های حقوقی، اجتماعی، فرهنگی و همینطور تحقیرها، سرکوبها، فشارهای روحی که یک حکومت مذهبی میتواند بر زنان روا بدارد را ندید و درخطاب به خمینی هیچگونه اشاره‌ای به آنها نکرد. البته که خود این نیز تصادفی نیست، چرا که در میان زنان روشنفکر ما هم در آنزمان، حتی آنهایی که در اروپا و آمریکا تحصیل، و مبارزات فمینیستی زنان غربی را تجربه کرده بودند، با قدم گذاشتن به کشور به یکباره در توده‌ای یک شکل حل گشتند و صدایی نیز از آنان برنخواست. و یا اگر هم صدایی بود آنقدر ضعیف بود که به گوش کسی نرسید.


منیره کاظمی
٢٠٠٧/٠٣/٣١


مصطفی رحیمی در سال ١٣٠۵ در نایین متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در همان شهربه پایان رساند و برای تحصیلات دوره اول دبیرستان به یزد رفت و دوره دوم دبیرستان را در اصفهان خواند و سپس به تهران آمد و در دانشکده حقوق به ادامه تحصیل پرداخت. در سال ١٣٣۷ به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن دوره دکترای خود را گذراند. در پاریس با افکار ژان پل سارتر آشنا شد. در بازگشت به تهران وارد دادگستری شد. در سالهای ۴٠ به ترجمه پرداخت، و مدتی در دانشگاه تهران ادبیات غرب را تدریس کرد. در"سال قانون" ( سال١٣٦٠) صد روز را به علت نوشتن متنی به اسم «عصرانه حكومت قانون» را در زندان "جمهوری" اسلامی به سر برد و در تاریخ ٩ مرداد ١٣٨١ درگذشت.
_________________________________________
توضیحات
[١]- نشریه آزادی دوره دوم، شماره ٣٠، بهار ١٣٨٢
[٢] [٣] [٧]- چرا با جمهوری اسلامی مخالفم، نامه‌ای خطاب به خمینی،
منبع: http://www.gozareshgar.com/index.php?id=559&tid=5196

[٤][٥]- روشنفكرى برتر از زمان، سعید محبی، روزنامه شرق، يكشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۴

[٦] - در تاریخ هفتم دسامبر دوهزاروشش در سایت خبری ایران امروز یکی از فعالان سیاسی مینویسد: ... دو هفته به انتخابات شوراها مانده [...] دلم می‌خواهد با صدای بلند آرزو کنم که، در تهران، فرشتگان و ملائک آنقدر رأی بسود ائتلاف، به پیش کسوتی شیخ مهدی کروبی، به صندوق‌ها بریزند که تمام رقبا مایوس شوند. آرزو دارم من هم، مثل همه آن فرشتگان و ملائک، مثل همه دخترها و پسرها و پدرها و مادرهای جان سوخته، مثل همه فدائی‌ها و توده‌ای‌ها و ملی مذهبی‌ها و تحکیم وحدتی‌ها و دیگران، مثل همه جمهوری‌خواهان، فردای روز انتخابات لبخندی بر لبانم بنشیند و بگویم: "خوب شد که این ها آمدند....
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 15:43 توسط Alireza |

کمپین آزادی پلی تکنیک:


۱- دانشگاه کلمبیا

۲- دانشگاه حقوق بین الملل آمریکا

۳- مرکز تحقیقات حقوق بشر آریزونا

۴- دانشگاه حقوق بشر مینه سوتا

۵- تحقیقات حقوق بشر دانشکده حقوق هاروارد

۶- دانشگاه اسلو

۷- حقوق استانبول

۸- دانشگاه حقوق موناش

۹- دانشگاه پلی تکنیک آریزونا

۱۰- دانشگاه پلی تکنیک تیرانا

۱۱- دانشگاه پلی تکنیک هنگ کنگ

۱۲- دانشگاه هلسینکی

.
.
.
این هم نتیجه ی 29 سال حکومت "جمهوری اسلامی ایران" ، ولایت فقیه ، همش رو خیلی ساده میشه فهمید که دکون دستگاه باز کردن . برای اینکه بتونن بیشتر بدوشن این ملت رو . این ملت احساساتی که هر چی به سرشون بیاری بازم از خوش حالی دیدن " رهبر " گریه می کنن !!!
.
.
.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 13:50 توسط Alireza |

اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهان اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم :
كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد

دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهان اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،
كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد

من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد
و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .

من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرسد
و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد ،
و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .

من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است
و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند
و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد .

و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .

 

----------------------------------

و این بوده تفکرات پادشاه ایرانی در هزاران سال پیش !

به فکر رسیدن به جامعه ای با رفاه و آزادی مطلوب و کشتن فقر و بردگی و اسارت

و جلوگیری از توهین به عقاید و مذاهب ملل مختلف ! و اما اکنون .......دانمارک و مسیحیت به اسلام توهین می کند ، مسئولین مسلمان ایران ایرانیان را در بند و اسارت قرار می دهند آزادی به صفر میل می کند ، و تنها از زندگی نفسی مانده که می آید بعضا فرو می رود !

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:11 توسط Alireza |

۲۵ فروردین ماه ۱۳۸۶    ساعت : ۲۶ , ۰۰
خبرگزاري انتخاب :
شايد تابستان 1385 بود كه بنا به محبت دوستانم با مجيد الشيخ گفتگو كردم درباره تحقيقي تاريخي درباره قرن اخير عراق كه از من دعوت شده بود كه به موجب بيماري نپذيرفتم ،‌اما بحث ميان ما شروع شد و خلاصه بحث آن روز را مي آورم :

آينده‌ي عراق از ديدگاه من، آينده‌اي آزاد و دموكراتيك است. البته بايد در عمل، به عدالت و برابري دست‌يابيم، نه با شعار." اين آغاز سخنان محمد مجيد‌الشيخ سفير عراق در تهران بود در ادامه‌ي گفت‌و‌گو، وي افزود: "علت اين‌كه آينده‌ي عراق را روشن مي‌بينم، ابتدا اين نكته است كه حكومت عراق منتخب مردم است و ديگر اين‌كه نوعي هماهنگي و باور به وحدت ملي در مسؤولان و مجلس عراق وجود دارد كه جملگي توسط خود مردم انتخاب شده‌‌اند، در انتخابات گذشته، تقريباً شصت‌درصد از افراد داراي حق رأي، آزادانه در انتخابات شركت‌كردند و براي پيش‌رفتن به‌سوي آينده‌ي دلخواه خود رأي دادند. شايد ادعايي مبالغه‌آميز نباشد اگر بگويم در كم‌تر كشوري از جهان اين درصد مشاركت مشاهده مي‌شود.

شما بهتر از من مي‌دانيد كه قانون‌اساسي عراق جديد با رأي مردم تنظيم شد و در رفراندومي آزادانه، به رأي گذاشته شد و بيش از هفتاددرصد مردم به آن رأي دادند. به‌خاطر همين تمرين آزادي و شركت براي نهادينه‌كردن دموكراسي است كه با قاطعيت مي‌گويم، آينده‌ي عراق در ميان كشورهاي خاورميانه و ديگر همسايگان، داراي افقي روشن و بسيار اميدواركننده است."

سفير عراق، آن‌گاه با حسّي آميخته به اعتماد به‌نفس مي‌گويد:

"درصد تعداد زنان در پارلمان و حكومت عراق هم بسيار قابل‌تأمل است. نه‌تنها در هيچ كشوري از منطقه چنين تعدادي از زنان شركت‌كننده در صحنه‌ي حكومت وجود ندارد، بلكه در جهان امروز هم الگوي عراقي شايان توجه است. ما عذر و بهانه نياورده‌ايم تا از حضور زنان جلوگيري‌كنيم و براساس آزادي و برابري عمل‌كرده‌ايم..."

وي در پاسخ به سؤالي درباره‌ي فدراليسم در عراق مي‌گويد: "فدراليسم، شيوه‌ي مورد نظر خود ملت عراق است كه به آن رأي داده‌اند و در قانون اساسي ما هم گنجانده شده است. مخالفت با اين شيوه‌ي آزادي‌خواهانه و مردمي، كاري عبث و كودكانه است. مسؤولان اما آن اندازه پختگي و بلوغ سياسي دارند كه منكر اين شيوه‌ي مدرن و دموكراتيك نشوند."

از سفير عراق درباره‌ي آزادي مذهبي مي‌پرسم و او با شور و شوق خاصي مي‌گويد:

"آزادي مذهبي كامل در عراق برقرار است. دولت، آزادي مذهب، عقيده، مرام و باور را جايز دانسته است و هركدام از پيروان مذاهب مي‌توانند آزادانه مراسم و شعاير و آيين‌هاي خود را برگزاركنند. در رژيم قبل، با شعاير مذهبي به‌طور جدي مقابله مي‌شد. اما امروزه آزادي كامل برقرار شده است و دولت ما هم فارغ از هرگونه جهت‌گيري مذهبي فعاليت خود را آغاز كرده است؛ چون ما به سياست، جدا از مذهب مي‌نگريم."

در ادامه، بحث به خروج نيروهاي خارجي مي‌كشد و محمد مجيدالشيخ مي‌گويد: "درباره‌ي خارجي‌ها، بايد بگويم تصور كلي ما بر اين است كه خروج خارجي‌ها به اراده‌ي دولت عراق بستگي دارد. اگر دولت عراق بتواند آمادگي كامل و اراده‌ي واقعي خود را به اثبات برساند، آن‌گاه خارجيان، اندك‌اندك از عراق خارج مي‌شوند. درصورت وجود آمادگي مورد نظر، ما از شوراي امنيت خواهيم خواست تا اين مسأله صورت‌گيرد، مردم ما به وكيل و وصي نياز ندارند. درصورت تحقق خواسته و اراده‌ي مردم و دولت عراق، مطمئناً دوستان خارجي ما از اين كشور خارج خواهند شد."

در پايان گفت‌و‌گو، بحث عدم امنيت در صحنه‌ي داخلي عراق را پيش مي‌كشم و مجيدالشيخ مي‌گويد: "شايد شما تبليغات فراواني را كه با صداي بلند هم گفته مي‌شود. مي‌شنويد؛ مبني بر اين‌كه وضعيت غيرطبيعي و عدم استقرار امنيت در عراق وجود دارد، اما عمليات تروريستي با كمك مردم روزبه‌روز در حال كاسته‌شدن است و اگر روزي برخي تصور مي‌كردند كه با شيطنت و به‌هم‌ريختن اوضاع، به‌خواسته‌هاي نامعلوم خود دست خواهند يافت؛ امروزه آنان نيز نااميد شده‌اند. متأسفانه اقدام‌هاي مذبوحانه و شيطنت‌آميزي به‌طور غيرمنظم و غيرقابل پيش‌بيني صورت مي‌گيرد كه معمولاً با يك‌رشته فعاليت‌هاي تبليغاتي و جنجالي نيز همراه مي‌شود. اساس بقاي غوغاسالاران، بر وجود جنجال و ناآرامي است و گرنه در آرامش و امنيت، حرف آن‌ها خريدار ندارد؛ اما به‌صراحت بگويم كه امروزه دولت و ملت عزم خود را براي استقرار صلح و امنيت جزم‌كرده‌اند."

سفير عراق، درحالي‌كه آماده‌ي خروج از سفارت مي‌شود به‌عنوان آخرين سخنان مي‌گويد:

"به‌گمانم بهتر است خودتان به عراق برويد و نظر ملت را جوياشويد."

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حالا حرفهای زیادی هم در اوایل و قبل از انقلاب زده می شد از عدالت برابری و ....

حرفهای قشنگی فرمودند سفیر عراق باید منتظر اعمال اون در عراق بود ...

آرزو می کنیم که آینده ی روشنی در پیش رو اونها باشه !

به امید سکولار در ایران !

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 10:54 توسط Alireza |

در این مراسم که هر سال یک بار برگزار می شود، دختران و پسران جوان یهودی با پوشیدن بهترین لباس های خود، برای پیروی از ایده فکری کوروش کبیر اعلام آمادگی می کنند و او را سمبل آزادیخواهی در عهد باستان می دانند که در عصر معاصر نیز ایده هایش نقش کاربردی بازی می کند. در این مراسم، یهودیان مستقر در اسراییل با فرستادن درود بر کوروش کبیر مدفون در پاسارگاد، دانیال نبی مدفون در شوش دانیال و استر و مردخای مدفون در همدان از آنان به عنوان سمبل های آزادی یاد کردند.



عصرایران- مردم اسراییل دیگر یهودیان سراسر دنیا دیروز رو به ایران سر تعظیم فرود آوردند و به کشورمان ادای احترام کردند.

به گزارش عصرايران (asriran.com)، "رادیو ملی" اسراییل اعلام کرد: یهودیان دیروز به نشانه احترام به کورش کبیر در ایران که مانع از نسل کشی آنها شد، به سوی ایران سر تعظیم فرود آوردند و به روح او درود فرستادند.

این رادیو افزود: پناه دادن به یهودیان توسط کوروش کبیر در زمان هخامنشیان، هنوز به یاد پیروان این دین الهی مانده و با وجود گذشت هزاران سال از آن موقع، یهودیان در سراسر دنیا به خاطر میهمان نوازی آن پادشاه ایرانی، به سوی این کشور تعظیم می کنند.

رادیو ملی اسراییل تاکید کرد: طی مراسم ویژه در "میا شاریم" اسراییل که با حضور صدها هزار اسراییلی برگزار شد، یهودیان بر کوروش کبیر، دانیال نبی، استر و مردخای درود فرستادند.

در این مراسم که هر سال یک بار برگزار می شود، دختران و پسران جوان یهودی با پوشیدن بهترین لباس های خود، برای پیروی از ایده فکری کوروش کبیر اعلام آمادگی می کنند و او را سمبل آزادیخواهی در عهد باستان می دانند که در عصر معاصر نیز ایده هایش نقش کاربردی بازی می کند.

در این مراسم، یهودیان مستقر در اسراییل با فرستادن درود بر کوروش کبیر مدفون در پاسارگاد، دانیال نبی مدفون در شوش دانیال و استر و مردخای مدفون در همدان از آنان به عنوان سمبل های آزادی یاد کردند.

در حاشیه این مراسم، یهودیان حاضر در مراسم برگزار شده در اسراییل، آدولف هیتلر و محمود احمدی نژاد را به عنوان بانیان اصلی ایده نابودی یهودیت نفرین کردند.

لازم به ذکر است که یهودیان سراسر دنیا در این مراسم رو به ایران کرده و به نشانه احترام به کوروش پادشاه هخامنشی، سر تعظیم فرود آوردند.

نکته حائز اهمیت اینکه نفرین کنندگان اسراییلی احمدی نژاد که از صهیونیست ها تشکیل شده بودند، ظاهرا این نکته را فراموش کرده اند که رییس جمهور ایران ضد صهیونیست است نه ضد یهودیت.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 19:40 توسط Alireza |

اطلاعيه کانون معلمان ايران در خصوص اعلام تعطيلي کليۀ کلاسهاي درس و امتحانات مدارس تا اطلاع ثانوي و تقاضاي پيوستن عموم دانش آموزان کشورمان به حرکت ملي اعتصاب سراسري معلمان کانون معلمان ايران به منظور تأمين اهداف عاليۀ اعتصاب سراسري معلمان ميهنمان با اعلام تعطيلي کليۀ کلاسهاي درس و امتحانات مدارس از 15 اسفند 1385 تا اطلاع ثانوي؛ خواستار پيوستن عموم دانش آموزان کشورمان به اين حرکت ملي است.

 

دوستان گرامي بر اساس هماهنگي هاي صورت گرفته تحصن معلمين در مقابل مجلس و از ساعت 3.30 بعد از ظهر برگزار خواهد شد لطفا به آگاهي تمامي دوستان و ياران برسانيد .

 

معاون قبلی وزارت دفاع ایران به اسرائیل تقاضای پناهندگی دادعليرضا عسگری، معاون وزير دفاع سابق ايران به اسرائیل پناهنده شده و ترکیه را به مقصد نامعلومی ترک کرده است

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 12:21 توسط Alireza |

مارس روز جهانی زن است. تعیین یک روز بعنوان روز زن ضروری شده است، زیرا نظام مردسالار و زن ستیز بر دنیا حاکم است. زنان از حقوق برابر محرومند، بمثابه شهروند درجه دوم شناخته میشوند و خشونت علیه زنان، بخاطر جنسیت شان یکی از خصلت های زشت و کریه جامعه مدرن است.

 

متن کامل بیانیه ۸ مارس          

8 March

 

 

             شعارهای ویژه ۸ مارس امسال را از اینجا دریافت کنید.

                   حتما سر بزنید به وبلاگ   http://8march.blogfa.com

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 18:39 توسط Alireza |

اسلام چيزي نيست جزء تفاسيري كه از اسلام شده است. فقها درطول تاريخ اسلام حرف شنوي از كسي نداشته و ندارند و خود را واصل به يقين مي‏داند و خطاپذيري برايشان قابل فهم نيست.

درطول تاريخ اسلام كمتر ديده‏ايم كه جامعه زنان به حقوق خود در اسلام اعتراض داده باشند بعلت سرخوردگي و عدم امکان رشد در جامعه الهام گرفته شده از اسلام سنتي و متاخر .

قانون تعريف شده از حقوق انساني و عدالت اجتماعي چيزي جز افکار واپسگرايانه فقها نميباشد که به جامعه بانوان القائ شده است.
و معمولاً تلقي جامعه زنان هم از حقوقشان همان بوده كه از ديدگاه مراجع ستني براي آنان بازگو شده بود .

از سوي فقها و مراجع هرگز به جامعه زنان فرصت رشد در سطوح مختلف اجتماع داده نشده است. به بيان ديگر اسلام تفسير شده از ديدگاه اين قشر خودکامه چيزي جز زن سيتيزي نيست.اگر اسلام دين مساوات است پس چگونه است که بانوان حق انتخاب لباس خود را هم ندارند.

اين چه عدالتي است که به ساده ترين حق انساني که همان انتخاب نوع پوشش است احترام نگذاشته و به اين نيمه پيکره اجتماع امر ونهي ميکند!!!!!!!!!

عدالت در صدر اسلام ، عدالتی متناسب با فهم و درک مردم آن زمان بود چرا که دانش و تکنولوژي بشکل امروزي توسعه نيافته بود و روابط اجتماعي به پيچيدگي امروز نبود و به همين دليل فقه اسلامی در آن زمان تجلیگاه عدالت اسلامی بود. فقه در باب عدالت، ديدگاه عدل آن دوران است و تجلیگاه عدل اين دوران نيست و برای رسيدن آن به عدل جديد نياز به تغييرات است

امام علی در نهج البلاغه : اگر توانستید همسر خود را ( زن ) در صندوق بگذارید و به بیرون ببرید !!!!!!

برگرفته شده از نظرات جناب آرزو !

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 20:46 توسط Alireza |

تصمیمات شگفت انگیز و غیر قانونی، وعده های بی پشتوانه در سفرهای شهرستانی، تخریب نهادها و اشخاص در سخنرانی ها، سخنان جنجالی و مسئله ساز برای کشور، تصمیمات غیر کارشناسی، نقض قانون اساسی و دور زدن مجلس بخشی از 16 سئوالی است که احمدی نژاد برای پاسخگوئی به آنها به مجلس فراخوانده شده است.

 

نماينده تبريز اعلام كرد كه به منظور پاسخ‌ به برخي موارد، طرح سوال از رييس‌جمهور را تقديم مجلس مي‌كنند.

شماری از نمایندگان مجلس، سرانجام طرح استیضاح احمدی نژاد را زیر پوشش سئوال از رئیس جمهور تسلیم هیات رئیسه مجلس کردند. بموجب این طرح از رئيس‌جمهور خواسته‌ شد تا در مجلس حاضر شده و به سئوالات پاسخ دهد. سئوالاتی پیرامون مستند قانوني مواضع، برخي تصميمات و اقداماتي كه شگفت‌انگيز، فراسيستمي، غيركارشناسي، بدون برنامه‌ريزي، غيرمترقبه و خلق‌الساعه اند. رئیس جمهوری باید پاسخ دهد مبنای این حرکات و سخنان چيست؟

طرح استیضاح با عنوان "حضور رئیس جمهور در مجلس برای پاسخگوئی به 16 سئوال شامل موارد زیر است:

1 - ناتواني در اتخاذ سياست‌هاي مناسب براي مهار قيمت‌ها در بخش مسكن،

2 - اتخاذ تصميمات و سياست‌هاي پولي و مالي مغاير با قانون برنامه‌ي چهارم توسعه كه منتهي به رشد نقدينگي بيش از 50 درصد در سال جاري شده و به شدت تورم‌زا بوده است و نيز ضعف برنامه‌ريزي كه خود را به صورت ارائه‌ي متعدد لوايح متمم نشان داده است.

3- طفره رفتن از پذيرش ضعف و مسووليت‌هاي دولت در نارسايي‌هاي موجود از جمله گراني‌هاي ماه‌هاي اخير و فرافكني و متوجه كردن تقصيرات به سوي اشخاص حقيقي و حقوقي ديگر.

4- اتخاذ تصميمات غيركارشناسي، فراقانوني و خارج از توان و ظرفيت كشور در هيات دولت و خصوصا در سفرهاي استاني،

5- دخالت‌هاي ناروا، دستوري و غير كارشناسي در امور اقتصادي و بانكي به منظور تنظيم بازار و پايين نگاه داشتن صوري قيمت‌ها، نظير واردات بي‌رويه‌ي ميوه، حذف تعرفه‌ها كه به اقتصاد ملي آسيب جبران‌ناپذيري وارد ساخته است.

6- نقض مكرر برخي از اصول قانون اساسي، نظير اصول مندرج در فصل سوم مربوط به حقوق ملت و نيز اصل 141 اين قانون مبني بر ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل و فيلترينگ گسترده سايت‌ها و وبلاگ‌هاي اينترنتي مجاز و محروم كردن برخي از دانشجويان از ادامه‌ي تحصيل.

7- اتخاذ ديپلماسي تنش‌زا و ماجراجويي و ايراد سخنراني‌هاي حساسيت‌برانگيز و موضع‌گيري‌هاي تحريك‌كننده، غيرضرور و مغاير با مصالح ملي و عرف ديپلماتيك رايج در بعد سياست خارجي كه بهانه‌ي لازم را جهت تحت فشار قرار دادن و انزواي ايران به برخي از كشورهاي مخالف داده است و نيز اعطاي كمك‌هاي مالي و اعتباري به كشورهاي خارجي بدون اجازه‌ي مجلس.

8- فقدان روحيه‌ي مشورت‌پذيري و تحميل نظرات خود و بي‌اعتنايي به هيات وزيران بدون توجه به اصل 137 قانون اساسي كه هيات وزرا را نيز در برابر مجلس مسوول و پاسخگو بيان مي‌كند و نيز تصميم‌گيري‌هاي عجولانه و مبتني بر سلايق شخصي به جاي كار كارشناسي كه باعث تحميل هزينه‌هاي بعضا كلان مالي و اخلال در نظام اقتصادي كشور شده است، نظير تعطيلات بدون برنامه و اطلاع قبلي و الحاق غير مترقبه سازمان مديريت و برنامه‌ريزي استان‌ها و ثابت نگاه داشتن ساعت رسمي كه مستظهر به تجربه‌ي جهاني بوده است.

9- استفاده از ادبياتي كه موجب تصغير و تحقير مديران ارشد و مياني نظام از جمله وزرا و استانداران شده و به جايگاه و شان آنان آسيب جدي وارد مي‌سازد نظير تهديد آنان به گوش‌بري!

10- انحلال صندوق‌هايي كه با مصوبه‌ي مجلس تاسيس شده و ادغام آن در صندوق مهر امام رضا (ع) بدون مجوز مجلس ،

11- عدم پايبندي به شعارهاي انتخاباتي نظير مبارزه با مافياي نفتي و اقتصادي و كوتاه كردن دست آنان از اقتصاد كشور، آوردن نفت بر سر سفره‌هاي مردم و اجراي عدالت و كاهش فاصله‌ي طبقاتي.

12- فضاسازي‌هاي احساسي و هيجاني مكرر در كشور و التهاب‌آفريني‌هاي نافي آرامش و امنيت اقتصادي كشور از جمله تبليغ مداوم معرفي مفسدان اقتصادي و عدم اقدام جدي در اين خصوص و همچنين بها دادن بيش از حد به فروع و اموري كه نوعا جنبه‌ي تبليغاتي دارد و در نتيجه بازماندن از اصول و وظايف اصلي دولت نيز از جمله‌ي اين محورهاست.

13- بيان اظهاراتي كه به نحوي مردم و دولت را در مقابل مجلس قرار مي‌دهد. مصاديق آن در سفرهاي استاني فراوان است.

14- عدم مراعات جايگاه رياست جمهوري و بيان اظهاراتي كه علاوه بر تنافر با سياست‌هاي رسمي نظام، موجب وهن شخصيت حقوقي رئيس جمهور مي‌گردد. از جمله ترغيب و تشويق مردم به عدم اكتفا به دو فرزند و خروج از سياست تنظيم و كنترل جمعيت و همچنين مخاطب قرار دادن نمايندگان مبني بر اينكه حواستان باشد سال ديگر انتخابات است.

15- ناديده گرفتن خدمات گذشتگان و يا كوچك شمردن آن با هدف بزرگ‌نمايي اقدامات خود.

16- عدم ثبات در مديريت كشور و تغييرات ناگهاني در وزارتخانه‌ها كه موجب بي‌ثباتي زايدالوصفي در مديران ارشد و مياني كشور شده است و نيز دخالت‌هاي مكرر و فراقانوني مشاوران و نزديكان رييس جمهور در امور وزارتخانه‌ها از جمله ديگر اين محورهاست.

 

منبع

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 20:18 توسط Alireza |

خبرگزاري دانشجويان ايران - فارس

عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی گفت: بودجه که هیچ، یک دفتر یا مجوز اجرای برنامه هم نداریم.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه فارس،محمد هادیان نجف آبادی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی در نشست خبری ایسنا منطقه فارس، افزود: نشریه دانشجویی فروردین دانشگاه شیراز در حالی تعطیل شد که قبل از چاپ بازبینی شده بود اما آقایان به بازبینی خود هم ایراد گرفتند.

وی اضافه کرد: تخلف مکرر، نشر اکاذیب و«سه نقطه» به صورت کتبی به عنوان جرم این نشریه اعلام شده بود.

عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی تصریح کرد: مسئولین دانشگاه انجمن اسلامی را به رسمیت نمی شناسند و به همین خاطر هیچ کس تحت عنوان انجمن اسلامی به کمیته احضارنشده و فقط به حراست احضار شده است.

وی اظهار داشت: عملکرد مدیریت فرهنگی دانشگاه شیراز به شدت تغییر کرده است و برنامه های این مدیریت با گروه های خاص داخل دانشگاه و بیرون دانشگاه طراحی شده است.

هادیان تصریح کرد: ما همواره معترض بودجه های میلیونی بوده ایم و مسئولین دانشگاه هم معتقدند با این گونه پول خرج کردن مخالف هستند و این بودجه ها از بیرون دانشگاه می آید؛ بودجه انجمن اسلامی هم از خیلی وقت پیش مسدود شده و بودجه که هیچ، یک دفتر و یک مجوز اجرای برنامه هم نداریم.

وی خاطرنشان ساخت: برای اینکه نشان بدهیم اهل هوچی گری نیستیم و اگر حرف می زنیم پای حرف خودمان هم می مانیم به دنبال رسمیت یافتن هستیم و این در حالی است که از مهلت قانونی 2 ماهه ای که برای بررسی اساسنامه وجود دارد فقط 5 روز دیگر باقی مانده است اما هنوز جلسه هیأت نظارت تشکیل نشده است و اراده ای وجود داردکه نمی خواهد این اتفاق بیفتد.

وی اظهار داشت: هدف از تشکیل انجمن اسلامی مستقل، موازی کاری با انجمن اسلامی دانشجویان بود اما برای دانشجویان ماهیت این گروه، حرف ها و برنامه هایشان مشخص است.

هادیان افزود: ترم گذشته فضا سردی بر دانشگاه حاکم بود، مسئولین اشتباه کردند که این سردی را ناشی از رخوت دانستند،در صورتی که در جلسه پرسش و پاسخ رئیس دانشگاه شیراز با دانشجویان عکس این مسئله اثبات شد و نشان داد که دانشجویان دچار رخوت نیستند.

وی با اشاره به برنامه های حلقه اندیشه دانشگاه صنعتی شیراز نیزگفت: ما در انجمن دغدغه های دینی خود را داریم، بچه مسلمان هم هستیم، همین اسلام هم از ما می خواهد که نسبت به مسایل پیرامون خود حساس باشیم.


منبع
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 19:29 توسط Alireza |